اقسام حمل:

  • اول (به لحاظ نسبت مفهومی میان محمول و موضوع)
    1. طبعی: حملی که در آن، محمول به لحاظ مفهوم، اعم از موضوع باشد. مثل: «انسان حیوان است» یا «انسان ضاحک است». در هردو، محمول یعنی حیوان و ضاحک، اعم از انسان است. ضاحک به معنای موجود دارای ضحک (یعنی قوه تعجب) است. این حمل چون مطابق منطق تکوینی و طبع بشر است، طبعی نامیده شده.
    2. وضعی: حملی که در آن، محمول به لحاظ مفهوم، اخص از موضوع است. مثل: «حیوان انسان است». از ۀن جا که این حمل خلاق طبع منطقی انسان است، وضعی نامیده شده.
  • دوم (به لحاظ نیاز به تقدیر در اسناد محمول به موضوع)
    1. مواطات (یا هوهو): حملی که در آن، اسناد محمول به موضوع، نیازمند تقدیر نباشد. مثل: «امام علی (ع) عادل است».
    2. اشتقاق (یا ذوهو): حملی که در آن، محمول بالفعل، قابل حمل بر موضوع نباشد و با ساختن مشتقی از آن، یا افزودن کلمه «ذو» در عربی و «دارای» در فارسی قابل حمل می شود. مثل: «امام علی (ع) عدالت است» که برای حمل، نیازمند افزودن «دارای» یا «ذو» است.
  • سوم (به لحاظ اتحاد مفهومی یا مصداقی داشتن میان موضوع و محمول)
    1. اولی ذاتی: حملی که در آن، موضوع و محمول، اتحاد مفهومی دارند. مثل: «انسان حیوان ناطق است». واضح است که اتحاد مفهومی داشتن، اتحاد مصداقی داشتن را در پی دارد.
    2. شایع صناعی: حملی که در آن، موضوع و محمول، صرفا اتحاد مصداقی دارند. مثل: «انسان شاعر است». عمده حمل هایی که به کار برده می شوند این دومی اند.

دو مثال برای حمل سوم:

  • فعل فعل است به حمل اولی. چون مفهوم فعل خودش فعل است. فعل فعل نیست به حمل شایع. چون مصداق فعل یعنی فعلی که در این جمله می بینیم خودش یک اسم هست و فعل نیست.
  • نامفهوم نامفهوم است به حمل اولی. چون خود مفهوم نامفهوم خودش است یعنی نامفهوم است. نامفهوم نامفهوم نیست به حمل شایع. چون مفهوم نامفهوم مصداقا قابل فهم است و می فهمیم که منظورمان از نامفهوم چیست.

در کلیات خمس، مراد از «محمول بودن کلی»، محمول به حمل مواطات، طبعی و شایع است.

Built with LogoFlowershow