نکته: قضایای محصوره در علوم کاربرد بیشتری دارند. قضایای مهمله در حکم جزئیه محسوب میشوند.
۲. به اعتبار نحوه ثبوت موضوع (تنها برای موجبه)
قسم
توضیح
مثال
حقیقیه
محمول به حقیقت موضوع تعلق دارد (چه افراد بالفعل موجود باشند چه نباشند)
مجموع زوایای مثلث ۱۸۰° است
ذهنیه
موضوع فقط در ظرف ذهن موجود است
انسان کلی است
خارجیه
موضوع فرد یا افراد خارجی عینی است
همه دانشجویان ثبتنام کردند
۳. به اعتبار ادات سلب
قسم
توضیح
معدوله
موضوع یا محمول دارای یک «حد سلبی» (نا، غیر، لا) است
محصله
موضوع و محمول از الفاظ ایجابی تشکیل شدهاند
۸ حالت ترکیبی میان موجبه/سالبه و محصله/معدوله وجود دارد.
تفاوت مهم: «سعید نابینا است» (موجبه معدوله المحمول) با «سعید بینا نیست» (سالبه محصله المحمول) – در اولی نفی درون محمول است، در دومی نفی در نسبت.
۴. به اعتبار ماده و جهت
ماده قضیه
نحوه ارتباط موضوع و محمول در متن واقع:
ماده
معنا
مثال
وجوب
ثبوت محمول برای موضوع ضروری است
خداوند موجود است
امتناع
عدم ثبوت محمول برای موضوع ضروری است
شریک الباری موجود است (محال است)
امکان
نه ثبوت ضروری است نه عدم ثبوت
انسان موجود است
جهت
لفظی که حکایتگر ماده در قضیه است (مانند «ضرورتاً»، «ممکن است»).
قسم
توضیح
مطلقه
جهت ذکر نشده است
موجهه (رباعیه)
جهت ذکر شده است
تفاوت ماده و جهت: ماده مربوط به واقع، جهت مربوط به ادراک واقع. ماده فقط سه حالت دارد، جهت میتواند بیش از آن باشد.
درس ۲۳: اقسام قضایای موجهه
سلسله مراتب مفاهیم موجهه
امکان ← فعلیت ← دوام ← ضرورت
(ضرورت اخص از دوام، دوام اخص از فعلیت، فعلیت اخص از امکان)
ساختار موجهه
۱. موجهه بسیط (فقط یک جهت ذکر شده)
رده
قسم
توضیح
مثال
ضروریه
ذاتیه
ضرورت از ناحیه ذات موضوع
انسان ضرورتاً حیوان است
مشروطه عامه
ضرورت از ناحیه وصف موضوع
انسان راهرونده، مادام راه میرود، ضرورتاً متحرک است
دائمه
مطلقه عامه
دوام محمول برای ذات
زمین دائماً در حال حرکت است
عرفیه عامه
دوام محمول برای موضوع همراه با وصف
نویسنده هنگام نوشتن، دائماً انگشتانش حرکت میکند
فعلیه
مطلقه عامه
فعلیت محمول برای ذات
انسان بالفعل به کره ماه میرود
حینیه مطلقه
فعلیت محمول برای موضوع همراه با وصف
انسان خوابیده بالفعل حرف میزند
ممکنه
عامه
سلب ضرورت از طرف مقابل (عدم امتناع)
انسان بالامکان نویسنده است (نویسنده نبودن ضروری نیست)
حینیه ممکنه
عدم امتناع همراه با وصف
انسان خوابیده ممکن است شعر بگوید
امکان عام به معنای «ممتنع نبودن» است و بر وجوب، امتناع یا امکان خاص قابل انطباق است.
۲. موجهه مرکب (همراه با قیودی مانند «نه دائماً»، «نه ضرورتاً»)
قسم
معنا
معادل
مشروطه خاصه
ضرورت همراه با وصف + نفی دوام از ذات
مشروطه عامه + لا دائماً
عرفیه خاصه
دوام همراه با وصف + نفی دوام از ذات
عرفیه عامه + لا دائماً
وجودیه لاضروریه
فعلیت برای ذات + نفی ضرورت
مطلقه عامه + لا بالضروره
وجودیه لادائمه
فعلیت برای ذات + نفی دوام
مطلقه عامه + لا دائماً
حینیه لادائمه
فعلیت همراه با وصف + نفی دوام
حینیه مطلقه + لا دائماً
ممکنه خاصه
سلب ضرورت از هر دو طرف (نه وجوب، نه امتناع)
ممکنه عامه + لا بالضروره
امکان خاص = سلب ضرورتین (نه ضرورت ثبوت، نه ضرورت عدم ثبوت).
درس ۲۴: اقسام حمل
۱. به لحاظ نسبت مفهومی میان محمول و موضوع
قسم
ویژگی
مثال
طبعی
محمول مفهوماً اعم از موضوع است
انسان حیوان است
وضعی
محمول مفهوماً اخص از موضوع است
حیوان انسان است
۲. به لحاظ نیاز به تقدیر در اسناد
قسم
توضیح
مثال
مواطات (هوهو)
اسناد محمول به موضوع بدون تقدیر ممکن است
امام علی(ع) عادل است
اشتقاق (ذوهو)
نیازمند ساختن مشتق یا افزودن «دارای»
امام علی(ع) عدالت است ← دارای عدالت است
۳. به لحاظ اتحاد مفهومی یا مصداقی
قسم
توضیح
مثال
اولی ذاتی
اتحاد مفهومی (و در نتیجه مصداقی)
انسان حیوان ناطق است
شایع صناعی
فقط اتحاد مصداقی
انسان شاعر است
مثال معروف: «فعل فعل است» به حمل اولی (درست)؛ «فعل فعل نیست» به حمل شایع (درست – زیرا مصداق فعل، یک اسم است).
درس ۲۵: تقسیمات قضیه شرطیه
۱. به اعتبار نحوه رابطه بین طرفین
قسم
ساختار
مثال
اتصالی
اگر مقدم، آنگاه تالی
اگر خورشید برآید، روز میشود
انفصالی
یا مقدم یا تالی
یا عدد زوج است یا فرد
۲. به اعتبار برقراری نسبت شرطی (کیف)
قسم
توضیح
موجبه
اذعان به اتصال یا انفصال
سالبه
حکم به رفع اتصال یا انفصال
۳. به اعتبار کمیت (زمانی/حالتی)
قسم
توضیح
شخصیه
فقط در یک زمان یا حالت معین
مهمله
بدون اشاره به عموم یا خصوص زمان
محصوره
کلی (همواره) یا جزئی (بعضی اوقات)
۴. به اعتبار اطراف (ترکیب مقدم و تالی)
۹ صورت ممکن: هر دو حملی، هر دو شرطی اتصالی، هر دو شرطی انفصالی، حملی با شرطی اتصالی و …
۵. تقسیم برای شرطی اتصالی
قسم
توضیح
مثال
لزومی
اتصال حقیقی و اجتنابناپذیر (مقدم علت تالی یا بالعکس)
اگر خورشید طلوع کند، روز آغاز میشود
اتفاقی
همراهی صرفاً بر اساس تقارن اتفاقی
اگر قارون مال اندوخت، لقمان حکمت آموخت
۶. تقسیم برای شرطی انفصالی (به اعتبار امکان اجتماع و ارتفاع)
قسم
موجبه (لا/یرتفعان)
توضیح
حقیقیه
لایجتمعان و لایرتفعان (حالت ۱)
نه هر دو صادق، نه هر دو کاذب (یا این یا آن)
مانعه الجمع
لایجتمعان و یرتفعان (حالت ۲)
نمیتوانند هر دو صادق باشند، میتوانند هر دو کاذب باشند
مانعه الخلو
یجتمعان و لایرتفعان (حالت ۳)
میتوانند هر دو صادق باشند، نمیتوانند هر دو کاذب باشند
۷. به اعتبار ضرورت انفصال
قسم
توضیح
انفصالی اتفاقی
تنافی، اتفاقی و غیرضروری است
انفصالی عنادی
تنافی ناشی از طبیعت طرفین و ضروری است
درس ۲۶: صدق و کذب، تبدیل و انحراف قضایا
ملاک صدق/کذب قضیه شرطی
مطابقت یا عدم مطابقت رابطه اتصال/انفصال با واقع (نه الزاماً صدق اجزا).
قضیه شرطی اتصالی
لزومی: صادق در سه حالت (صادق/صادق، کاذب/کاذب، کاذب/صادق)؛ تنها کاذب در حالت (صادق/کاذب)
اتفاقی: صادق فقط در حالت (صادق/صادق)
قضیه شرطی انفصالی
حقیقیه: صادق فقط یک طرف صادق و دیگری کاذب (دو حالت)
مانعه الجمع: حداقل یک طرف کاذب (صادق/کاذب یا کاذب/کاذب)
مانعه الخلو: حداقل یک طرف صادق (صادق/کاذب یا صادق/صادق)
تبدیل قضایا به یکدیگر
تبدیل
روش
حملی ← شرطی
«انسان حیوان است» ← «اگر موجودی انسان باشد، حیوان است»
اتصالی ← انفصالی مانعه الخلو
نقیض مقدم + «یا» + تالی
اتصالی ← انفصالی مانعه الجمع
مقدم + «یا» + نقیض تالی
انفصالی مانعه الخلو ← اتصالی
نقیض یکی، مقدم؛ دیگری، تالی
انفصالی مانعه الجمع ← اتصالی
یکی مقدم، نقیض دیگری تالی
قضایای محرف (نیازمند بازنویسی منطقی)
مشکل
راهکار
مثال
مهمله
افزودن سور مناسب (جزئی فرض کن)
«مردم این شهر خسیساند» ← بعضی از مردم…
سور غیرمتعارف
تبدیل به سور رایج
«چند اتومبیل…» ← بعضی از اتومبیلها
سلب کلیت
«هر الف ب نیست» ← بعضی الفها ب نیستند
قید زمان/مکان کلی
تبدیل به سور کلی
«من هرگز دروغ نمیگویم» ← هیچ وقت…
موصول
تبدیل به سور کلی
«کسی که بکوشد، موفق میشود» ← هرکس…
فعل غیررابط
تبدیل به «است» + مشتق
«پرواز میکنند» ← پروازکننده هستند
مگر این که
تبدیل به شرطی با نقیض تالی
«میرویم مگر باران» ← اگر باران نبارد، میرویم
فقط، نیست مگر
تبدیل به دو قضیه موجبه و سالبه
«فقط خدا میتواند» ← خدا میتواند و غیرخدا نمیتواند
نتیجه کلیدی فصل اول بخش سوم: قضیه (که بیانگر تصدیق است) به دو نوع حملیه و شرطیه تقسیم میشود. شناخت اقسام قضیه (از جهت موضوع، کیف، ماده، جهت، کمیت و…) و قواعد صدق/کذب و تبدیل آنها، مقدمه ضروری برای ورود به روش درست استدلال (مباشر و غیرمباشر) است.